شعر را زندگی کن
→ شاهنامهفردوسی
فردوسی

پادشاهی یزدگرد

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

بخش ۱ - جلوس یزدگرد بر تخت، تأمل در تقدیر او و گذشتن شانزده سال پادشاهیچو بگذشت زو شاه شد یزدگرد←بخش ۲ - نامهٔ رستم فرخزاد به برادر: اخترشماریِ شکست در قادسی و پیشگویی زوال ساسانیانعمر سعد وقاس را با سپاه←بخش ۳ - نامهٔ رستم فرخزاد به سعد وقاص: نکوهش آز عرب و پند پرهیز از جنگفرستادهٔ نیز چون برق و رعد←بخش ۴ - پاسخ سعد به نامهٔ رستم: دعوت به اسلام، آمدن شعبه و برگزیدن نبردچو بشنید سعد آن گرانمایه مرد←بخش ۵ - نبرد تن‌به‌تن رستم و سعد، کشته شدن رستم و هزیمت ایرانیان سوی یزدگردبفرمود تابرکشیدند نای←بخش ۶ - شکست ایرانیان بیرون بغداد، پند فرخ‌زاد به پناه نارون و عزم یزدگرد سوی خراسانفرخ‌زاد هرمزد با آب چشم←بخش ۷ - نامهٔ یزدگرد به ماهوی سوری: سوگ رستم، لشکر سعد تا طیسفون و فراخوان رزم در مرودبیر جهاندیده را پیش خواند←بخش ۸ - نامهٔ اندوهگین یزدگرد به مرزبانان: تعبیر خواب نوشین‌روان، تاخت تازیان و نهفتن گنج و ساز در دژهایکی نامه بنوشت دیگر بطوس←بخش ۹ - پیشواز ماهوی سوری در مرز طوس، سپردن شاه کیانی بدو و آرزوی تخت در دل شبانوزان جایگه برکشیدند کوس←بخش ۱۰ - نامهٔ ماهوی به بیژن، هزیمت شاه جهان و نهان شدنش در آسیا نزد آسیابانیکی پهلوان بود گسترده‌کام←بخش ۱۱ - فرمان ماهوی به کشتن یزدگرد، پند موبدان و رای پسر بر نابودی شاهچو ماهوی دل را برآورد گِرد←بخش ۱۲ - کشتن یزدگرد به فرمان ماهوی در آسیا، به آب افکندن تنش و ساختن دخمه به دست راهبانچو بشنید ماهوی بیدادگر←بخش ۱۳ - پرسش بی‌پاسخ داد و کین یزدگرد، شکایت از تگرگ و ناپایداری روزگارچنین داد خوانیم بر یزدگرد←بخش ۱۴ - کشتن سازندگان دخمهٔ یزدگرد، فریب ماهوی و نشستن شبانزاده بر تختکس آمد به ماهوی سوری بگفت←بخش ۱۵ - آگهی بیژن از تخت‌ستانی ماهوی، روایت قتل نهانی یزدگرد و صف‌آرایی سپاه در پیکندچنین تا به بیژن رسید آگهی←بخش ۱۶ - گرفتاری ماهوی به دست برسام، بریدن دست و پا و سوزاندن او با سه پسرچو بیژن سپه را همه راست کرد←بخش ۱۷ - انجام شاهنامه: از رنج شصت‌وپنج تا هفتادویک، یاری دیلمی و قتیب، ستایش محمود و تخم سخنچو بگذشت سال از برم شست و پنج←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth