خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۵۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خیمه زد لیلی گلی باز به طرف گلزارابر چون دیدهٔ مجنون به چمن شد خونبار
۲
تا ببندد درِ این فصل دکان عطارانباز کن نافه از آن زلف دو تا در گلزار
۳
بس که زد شانه صبا زلف بنفشه ز نسیماندر این ملک دگر کس نخرد مشک تتار
۴
لاله چون ساقی مستان می گلگون در کفتا که از نرگس مخمور کند رفع خمار
صفحهٔ ۱ از ۳