خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۵۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن را که با تو نیست مجال کنار و بوسبر عمر رفته شب همه شب میخورد فسوس
۲
ما را که گوش پر شده ز آواز طبل عشقاز نوبتی چه باک که کوبد به بام، کوس
۳
عاشق که گوش و هوش به گفتار یار دادحاشا که جا به گوش دهد گفتهٔ خروس
۴
از پرتو جمال تو آتش پدید شدسجده از آن کنند بر آتشکدهٔ مجوس
صفحهٔ ۱ از ۳