خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۵۹۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رفت صیاد و مرا بگذاشت تنها در قفسورنه کی نالم که او داده مرا جا در قفس
۲
نالدم در سینه دل بیهمنفس از سوز جاننه کند غوغا بود مرغی چو تنها در قفس
۳
تا مبادا مرغ دیگر رام دام او شودمیکنم از مصلحت پیوسته غوغا در قفس
۴
گرچه محرومم ز اوج شاخ ای برق یمانهست زآه آتشین برقم مهیا در قفس
صفحهٔ ۱ از ۳