شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۶۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
همه شب هم سفر باد سحرگاه شدمکز مه خرگهی خویشتن آگاه شدم
۲
تو نسیم سحری آگهیت هست زمنکه من سوخته ات شمع سحرگاه شدم
۳
گفتم از آه من این خیمه نیلی برپاستماه میگفت منش قبه خرگاه شدم
۴
تا مگر راه برم در خم آنزلف سیاهخود زسر تا بقدم همروش آه شدم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth