خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۶۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زمشکین موی و روی ای لعبت رومتو چین و روم آوردی در این بوم
۲
وجودت گر نبودی عالم آرابعالم بدیکی موجود و معدوم
۳
زتقسیم ازل دل آن دهان برداز آن تنگست ما را رزق مقسوم
۴
کجا پنهان شدی ای چشمه نوشکه خضرت چون سکندر گشته محروم
صفحهٔ ۱ از ۳