خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۷۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون خال هندوی تو بر آتش نشستهایمسوزان ولیک تازه و تر خوش نشستهایم
۲
برد و سلام خواند بر او جبرئیل عشقدر باغ چون خلیل و بر آتش نشستهایم
۳
رد و قبول در کف صورت نگار و ماچو لعبتی به کاخ منقش نشستهایم
۴
عشق تو آتشی است پی امتحان و مااندر خلاص چون زر بیغش نشستهایم
صفحهٔ ۱ از ۳