شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۷۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گمان مدار که من از گزند مار بنالممگر زعقرب جرار زلف یار بنالم
۲
مرا که افعی زلفت به پیچ وتاب فکندعجب مدار که گاهی ززخم مار بنالم
۳
خمار مستیم افزوده شد زنرگس ساقیکه می کشم همه شب باده و زخمار بنالم
۴
بتار زلف ببند و بکش بتیر نگاهمنیم مبارز عشق ار زکار زار بنالم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth