خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۷۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای آفت دین و خصم اسلامای فتنه دهر و شور ایام
۲
ای رهزن پارسا و زاهدای صوفی شهر از تو بدنام
۳
گفتی که بکوی من وطن کنشاید بسگان من شوی رام
۴
تا پوست و استخوانیم بودکردند از او نهار یا شام
صفحهٔ ۱ از ۳