شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۷۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بزنی اگر به تیرم نظر از تو برنگیرممنم آن مریض مجنون که دوا نمی‌پذیرم
۲
همه شب خیال زلفت به ضمیر ماست مضمرچه عجب که ضیمران زار شود همه ضمیرم
۳
چه نهی به پای بندم چه گره زنی کمندمکه گریز پا ز بستان و ز دام ناگزیرم
۴
بهل این حدیث یک سو منما بر آینه روکه خوری به خویش سوگند که فرد و بی‌نظیرم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth