شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۸۰۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو کوفت نوبتی پادشاه نوبت بامچو آفتاب بر آمد مهی بگوشه بام
۲
بصبح روشن رویش چو شام گیسو بودبرنگ کسوت عباسیان لباس ظلام
۳
عیان زطره شبرنگ او بسی کوکبدلی چو سنگ ولی نرم چون حریر اندام
۴
دلم زشوق پر آتش دو دیده طوفان خیزکه از ورد دلارام دل گرفت آرام
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth