شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۸۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای زده بر خط مشکین بر گل سوری رقمکوفته از عنبر سارا بفرق مه علم
۲
عنبر تر پروری در آتش اینت معجزهمعجزه دیگر نمک از قندی ریزد دم به دم
۳
دست موسی داری و پیچیده اژدر ساحریسحر تو با معجز موسی زند پهلو بهم
۴
زلف تو مجنون و سرگردان بگرد عارضتچشم تو لیلا و مژگان گرد او همچون حشم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth