شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۸۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ثمر از نخل عیش دَهْرْ غیر از غم نمی‌بینمبه جز حرمان ثمر از کشتهٔ عالم نمی‌بینم
۲
مسیحم گر طبیب آید که جز دردت نمی‌خواهمکه غیر از زخم پیکانت به دل مرهم نمی‌بینم
۳
دمی گر همدمم باشی و بگذاری لبم بر لبهمان دم جان دهم چون جز لبت همدم نمی‌بینم
۴
نشسته می‌کشان غمناک گرداگرد میخانهبهشتست این چرا در او دل خرم نمی‌بینم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth