خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۸۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من به بیداری شبهای غمت معروفمبه صِفات سگ کویت صنما موصوفم
۲
نیست محرومتر از وصل تو کس چون من زارگرچه در عشق تو اندر همهجا معروفم
۳
به امیدی که دم قتل ببینم رویتجان به کف منتظر از کشتن خود مشعوفم
۴
تا که عکس تو به بتخانه آذر افتاداز حرم شوق تو کرده است عنان معطوفم
صفحهٔ ۱ از ۲