شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۸۴۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بیا تا آفتاب می به ماه ساغر اندازیمز اخترهای رخشان طرح چرخ دیگر اندازیم
۲
بتان سوزند چون مجمر ز روی آتشین امشبز خال و زلف عود و عنبری در مجمر اندازیم
۳
بده می مطرب ساقی به آهنگ هوالباقیکه خونی در دل تسنیم و حوض کوثر اندازیم
۴
قضا چندانکه بستیزد بلا چندانکه برخیزدیکی را پای بربندیم و آن را سر براندازیم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth