شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۸۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به گلزار غم عشق تو من آن مرغ خاموشمکه شد از بیم گلچین نغمه‌پردازی فراموشم
۲
چو غنچه تا که زد مهر خموشی بر دهان منکه من با صد زبان چون سوسن آزاده خاموشم
۳
تن بی‌روحم و چون توام بادام دور از تونمایانست جای خالیت جانا در آغوشم
۴
دل خونین چو خم گر می‌زند جوشی عجب نبودکه تا هست آتش سودا به جان چون دیگ در جوشم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth