شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۸۴۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شب وصل است بیا باده به ساغر فکنیمخانه خلد است به ساغر می کوثر فکنیم
۲
دم غنیمت شمر این دم که لبت بر لب اوستعیش این دم ز چه رو بر دم دیگر فکنیم
۳
زان دهان شکرین حرف مکرر گوییمآتشی بر جگر قند مکرر فکنیم
۴
خال مشکین تو بر مجمر رخ می‌سوزدکو سپندی که به شکرانه به مجمر فکنیم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth