خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۹۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شبها ببزم غیر توئی شمع انجمنچون شام کور میگذرد هر شبی بمن
۲
پروانه ای که گرد سرت پر زند منمدر محفلی که روی تو شد شمع انجمن
۳
بازآی چون نسیم سحرگه ببوستانتا غنچه همچو گل بدرد بر تو پیرهن
۴
هر دل که شد بشام غریبان زلف توتا صبح روز حشر ندارد غم وطن
صفحهٔ ۱ از ۳