خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۹۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ساقیا مخوری از می خیز و جامی نوش کنپند من مینوش و فکر مردم مدهوش کن
۲
نوبهار است و صبوح و می زخم کن در سبوهم بمخموران بنوشان باده هم خود نوش کن
۳
بر دل افسردگان زن آتش از کانون خمآتش سودائیان زآب سبو خاموش کن
۴
چون شدی سر خوش زصهبا برشکن طرف کلهحلقه ها از زلف مهر و ماه را در گوش کن
صفحهٔ ۱ از ۳