خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۹۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با مه و آفتاب شد طلعت تو چو روبهروعیب عیان چو آینه گفت ز هردو مو به مو
۲
از همه سوی میوزد نفخه چین گیسویتسوی ختا و چین روم من به هواش سو به سو
۳
نیست به فرّ قامتت نیست چو آب دیدهامخیز و بجوی در چمن سرو به سرو جو به جو
۴
مرغ پرنده است دل طفلم و صعوه کرده گماز پی دل که میدوم خانه به خانه کو به کو
صفحهٔ ۱ از ۲