خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۹۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز بهم برآمده طره مشکبوی توتا بخطا چه میکند نافه تو بتوی تو
۲
نافه بناف آهوان خون شده زلف وامکنپرده مکش که گل درد پرده خود ببوی تو
۳
گه بهوای سرمه و گاه ببوی غالیهحور بگیسو و مژه خاک برد زکوی تو
۴
نام زلال کی برد آب حیات کی خوردخضر اگر که یکنفس آب خورد زجوی تو
صفحهٔ ۱ از ۳