خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۹۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر بختا و چین برد باد شمیم موی تونافه بناف آهوان خون کند آرزوی تو
۲
تا که بار مغان برد باد بباغ بوی توهر سحر از شرف نهد پای بخاک کوی تو
۳
خامه زرشک بشکند در کف نقشبند چینگر بنمایدش کسی نسخه روی و موی تو
۴
بگذرد ارز کوی تو از پس مرگ بنگرمگیرد زندگی زسر قالب من زبوی تو
صفحهٔ ۱ از ۲