خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۱۰۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یاد داری دوش کاندر سر خماری داشتیبا حریفان بود جنگ و با پیاله آشتی
۲
بود دل لبریز خون از شوق تو در بر مراخوردیش لاجرعه و جام میش انگاشتی
۳
خواندیم در بزم خاص و گفتیم حرفی به گوشلاجرم گویا مرا هم مدعی پنداشتی
۴
محمل لیلی بر اشتر باز کن بر جان بنهساربانا از چه این بارم به دل بگذاشتی؟
صفحهٔ ۱ از ۳