خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۱۰۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه خوش است روزگاری که بفقر بگذرانیبمتاع دین و دنیا دل و دست برفشانی
۲
که بود ادیبت ای طفل و زکیست این طریقتکه بدوستان کنی کین و بغیر مهربانی
۳
دل و دین خلق بردی و نگاه می نداریچکنی غنم نگارا که نمیکنی شبانی
۴
نه خط است طوطیانند مقیم شکرستانکه زهندشان بیاری تو بآن شکردهانی
صفحهٔ ۱ از ۴