شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۱۱۱۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اول ای عشق گمانم که تو سودا بودیعاقبت آفت دل دشمن جانها بودی
۲
گاه در طلعت یوسف بتجلی در مصرگاه شور افکن مجنون شده لیلا بودی
۳
گفته بودم که بدانائی از اوجان ببرمچون بدیدم بکمین دل دانا بودی
۴
رخنه در کوه چو فرهاد بسی کردم آهسخت تر ای دل سنگین تو زخارا بودی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth