خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۱۲۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وقتی ای جاذبه عشق نکردی کششیکه بزنجیر جنون سلسله ای را بکشی
۲
ما همه کاه و تو چون کاه ربائی ای عشقسوی خود هر دو جهان را بکشی از کششی
۳
گه بزلفین کج آویزی و گه با خط سبزتابکی ای دل سودا زده در کشمکشی
۴
آستین پر بود از عنبر مشکین گوئیکه صبا کرده بآن زلف دو تا دست کشی
صفحهٔ ۱ از ۳