خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای ز چشمت خفته در چشم غزالان نازهابسته رفتار خوشت از کبک، چشم بازها
۲
شعله گردد آشیان ها را گل روی سبدچون ز شوقت عندلیبان برکشند آوازها
۳
با ملایک ناله ام در شوخی و لرزد سپهرهمچو بام خانه از پای کبوتر بازها
۴
بیخودی از نغمه در محفل مرا بیهوده نیستمی رسد بر گوش، آواز توام از سازها
صفحهٔ ۱ از ۳