خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فغان که سوخت جهان بهانه گیر مراچو صبح کرد به فصل شباب، پیر مرا
۲
ز موج خیزی دریای عشق، پنداریکه مورم و گذر افتاده بر حصیر مرا
۳
درین چمن نه چنان خفته ام که از غفلتچو سبزه سردهد آب این جهان به زیر مرا
۴
نداشت حوصله منصور، جام عشق به مناشاره کرد که از دست او بگیر مرا!
صفحهٔ ۱ از ۲