خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
احتراز از عشق کی باشد دل دیوانه را؟شعله، از مستی بود مهتاب، این پروانه را
۲
دل چو دارد مایه ای از عشق، یک داغش بس استگرم سازد فصل تابستان چراغی خانه را
۳
ناله ی دل در سر زلف سیاهش دور نیستگر چو موسیقار در فریاد آرد شانه را
۴
کار بر قانون ساقی کن در ایام بهارترجمان داری، نهی گر بر زمین پیمانه را
صفحهٔ ۱ از ۳