خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۴۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا به کی آن آهوی وحشی نگردد رام ماز انتظار او غبار آورد چشم دام ما
۲
عمر رفت و روزگار هجر او آخر نشدانتظار صبح محشر می کشد این شام ما
۳
در محبت بیش ازین خواری نمی باشد که دلمی کند پهلو تهی همچون نگین از نام ما
۴
جسم زار ما ز بس بالید از غم های اوشد لباس زندگانی تنگ بر اندام ما
صفحهٔ ۱ از ۲