خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بس است شاهد مستی همین گلستان راکه فاش کرده همه رازهای پنهان را
۲
ز جوش لاله و گل در چمن چراغان استببین ز ابر سیه، دود آن چراغان را
۳
چه صحبت است ندانم که جمع کرده بهارز سرو و گل به چمن راستان و پاکان را
۴
سحاب، طفل در آب اوفتاده را ماندکه گه فشار دهد دیده، گاه دامان را
صفحهٔ ۱ از ۲