شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۶۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نشد درست به هندوستان شکستهٔ مانماز بود در او، کار دست بستهٔ ما
۲
جدا شدیم ز هم‌صحبتان، خوش آن روزیکه بود دستهٔ گل را حسد به دستهٔ ما
۳
به خانه نیست که بتوان نمودنش به طبیبدرون سینه بود همچو میوه خستهٔ ما
۴
فغان که از پی ساغر کشیدن یارانبساط سبزه بود شیشهٔ شکستهٔ ما
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth