شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۶۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کی ز تیغ آفتاب خویش باشد غم مراسر بود در راه او چون قطرهٔ شبنم مرا
۲
من که همچون سبزه‌ام هر شبنم آب زندگی ستاز چه دارد ابر بر سر منت عالم مرا
۳
معجز عیسی ز زخم سینهٔ من عاجز استکی چو داغ آینه سودی دهد مرهم مرا
۴
تا به کی از آتش هر کس گدازم همچو مومکاشکی بردی دلی از سنگ چون خاتم مرا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth