خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۷۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کدام سر که نشد خاک آستانهٔ عشق؟علاج باد غرور است رازیانهٔ عشق
۲
متاع صبر و خرد را به جای دیگر برکه نیست غیر زر قلب در خزانهٔ عشق
۳
چو کاغذی که درآید ز مد مشق به موجتنم سیاه شد از نقش تازیانهٔ عشق
۴
به موج فتنه چو سیلاب، خانهٔ ما راخراب کرد، که بادا خراب خانهٔ عشق
صفحهٔ ۱ از ۲