خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۸۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای شبنم وجود مرا آفتاب گرمچشمت گرسنه است و دل من کباب گرم
۲
هرچه زیان ماست، به ما سود می دهدآتش برای داغ دل ماست آب گرم
۳
در گلشن همیشه بهار ملایمتاصلاح نخل موم کند، آفتاب گرم
۴
دارم هزار آبله بر تن ز جوش اشکآتش گرفت پیرهن زین گلاب گرم
صفحهٔ ۱ از ۲