شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۱ - در مدح حضرت امیرالمؤمنین علی

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر برم به سوی چشم اشکبار انگشتچو ماه نو شود آلوده ی غبار انگشت
۲
ز ریشه شانه ی عاج است ناخنم گوییز بس گزیده ام از دست روزگار انگشت
۳
نچیده ام چو گلی یارب از کجا داردمرا به دست چو ماهی هزار خار انگشت
۴
ز بس به سر زدم از غم، عجب نباشد اگرکند چو نی به کفم ناله های زار انگشت
صفحهٔ ۱ از ۱۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth