خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۱۶ - ایضا در مدح خان مشارالیه
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نماز شام که خورشید ازین سرای سرورگرفت راه سفر همچو عاشقان به ضرور
۲
هلال عید ز اوج افق نمایان شدنمود گوشه ی ابرو تجلی از سر طور
۳
شکسته رنگ و ضعیف از جدایی خورشیدچنان که بیدلی از یار خویش افتد دور
۴
غبار کلفت از بس که برده از دل هانسته گرد برو همچو ابروی مزدور
صفحهٔ ۱ از ۱۸