خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۸ - قضا و قدر
مثنویات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شنیدم روزی از خونابه نوشیچو گل از پاره ی تن خرقه پوشی
۲
نه فکر زندگی او را، نه مرگیچو سرو آزاده ی بی شاخ و برگی
۳
در معنی به گوش خود کشیدهشده همچون عصای خود جریده
۴
تنش چون شعله با پوشش به پرخاشکلاهش موی سر چون کلک نقاش
صفحهٔ ۱ از ۷۱