شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بی سرو قدت خاک نشینند چمن‌هاشد پنبهٔ داغ جگر لاله سمن‌ها
۲
کارم به حریف دو زبان کاش فتادیچون غنچه سراپای زبانند دهن‌ها
۳
بارید چو از ابر عطایش نم رحمتدر خاک کف بحر کرم گشت کفن‌ها
۴
هرکس که ترا دید دمی بس که ز خود رفتدر بزم تو بوی خبر آید ز سخن‌ها
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth