خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گشت از اندیشهٔ آن ترک ستم مشرب ماهمچو تبخال گره بر لب ما مطلب ما
۲
سوز عشق از سر ما تا دم آخر نروداستخوانی شده چون شمع ز داغت تب ما
۳
آرزوها همه در پردهٔ دل پنهان ماندحرف مطلب نشنیده است کسی از لب ما
۴
کوکب طالع ما در دل شب روشن گشت صبح نوروز شد از فیض وصالت شب ما
صفحهٔ ۱ از ۲