شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ساخت درد تازه محو از خاطرم آزارهامی‌کند سوزن تهی پا را علاج خارها
۲
پرنیان شعله می‌بافم ز تار و پود آهمی‌توان دریافت حالم از قماش کارها
۳
گرد کلفت بس که آید با سرشک از دل به چشمپرده‌های دیده در ما و تو شد دیوارها
۴
هر قدر طول اَمَل، آزار مردم بیشترهست درخورد درازی پیچ و تاب مارها
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth