شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز راحت بیش بینند اهل خواری پایمالی رابه جز افتادگی تعبیر نبود خواب قالی را
۲
مکدر خاطرم سا‌قی، از آن مِی ریز در کاممکه می‌سازد بلورین از صفا جام سفالی را
۳
به عالم اعتبار کیمیا می‌داشت جمعیتبه زلف او نمی‌دادند اگر آشفته حالی را
۴
فرنگی نرگسش چون می به جام طاقتم ریزدکنم آب خمار او شراب پرتگالی را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth