شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۵۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زدل بیرون می برد یاد ایام شبابم راعمارت می کند پیمانه ای حال خرابم را
۲
زبان رمز می فهمی مشو غافل زمکتوبمبه خود پیچیدن او می نماید پیچ و تابم را
۳
به یک لبخند قانع نیست دل، ساقی سرت گردمتبسم بیشتر کن، شورتر گردان کبابم را
۴
شب هجران دلم را می گزد پیمانه پیماییزبان مار سازد دوریت موج شرابم را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth