خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۷۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا زنده ام بود غم عشقش هوس مرادامن زدن بر آتش دل هر نفس مرا
۲
عشق آمد و رهاند زننگ هوس مراگردیده رزق شعله همه خار و خس مرا
۳
در کشمکش فکنده به دریای زندگیاین جذر و مد آمد و رفت نفس مرا
۴
با آنکه سینه را چو جرس کردم آهنینپنهان نماند نالهٔ دل در قفس مرا
صفحهٔ ۱ از ۳