شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۱۶۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رخ نمودی و جهانی به تماشا برخاستبرقع افکندی و فریاد ز دلها برخاست
۲
تخم اشکی که ز درد تو فشاندیم به خاکنخل آهی شد و از سینهٔ صحرا برخاست
۳
جز نکویی طمع از سلسلهٔ نیک مدارگوهر افشان بود ابری که ز دریا برخاست
۴
هر قدم شور قیامت ز پی اش برخیزدهر که با سلسلهٔ عشق تو از جا برخاست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth