خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۱۹۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ببازد غنچه رنگ از خجلت لعل قدح نوشتکند تر شبنم گل را صفای گوهر گوشت
۲
مگیر آیینه بر کف گر به معشوقی سری داریمی مرد آزمای عشق خواهد برد از هوشت
۳
شوم سر تا به پا در یاد او خمیازهٔ حسرتاگر یکبار مانند کمان گیرم در آغوشت
۴
به زور روشنی سر پنجهٔ خورشید را تابمفتد بر طالعم گر سایهٔ صبح بنا گوشت
صفحهٔ ۱ از ۲