خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۱۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل را گشاد کار ز فیض دماغ ماستاین قفل را کلید ز خط ایاغ ماست
۲
پاشیدن از خجالت رخسار او به خاکطور نیازپاشی گلهای باغ ماست
۳
ارواح قدسیان دم پروانگی زننددر محفلی که روشنی اش از چراغ ماست
۴
در خون نشسته لاله صفت برگ برگ گلاز رشک لخت لخت دل داغ داغ ماست
صفحهٔ ۱ از ۲