خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۲۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فتاد تا دلم آن مست شوخ و شنگ شکستبه شیشه خانهٔ رنگم هزار رنگ شکست
۲
نظر به حوصلهٔ من پیاله پیما باشبه روی طاقتم از شوخی تو رنگ شکست
۳
به روی بوالهوس سنگدل نگاه مکننشان چون سخت بود می خورد خدنگ شکست
۴
فروغ جبههٔ اسلام را نقابی شدکلاه گوشهٔ ناز آن بت فرنگ شکست
صفحهٔ ۱ از ۱