شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۳۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شاهد اقبال در آغوش رندان خفته استدولت بیدار زیرپای مستان خفته است
۲
در حقیقت کمتر از شمشیر خوابانیده نیستوای بر قاتل اگر تیغ شهیدان خفته است
۳
کی تواند ظرف صهبای خیالش گشت دلیاد چشم مست او در خلوت جان خفته است
۴
دام صد نیرنگ باشد هر خم مرغوله اشفتنه ها زیر سر زلف پریشان خفته است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth