شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۳۷۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بدکاره رحمت از چه سبب چشمداشت داشتدهقان امید حاصل هر چیز کاشت داشت
۲
گفتم مگر زباده چو گل بشکفانمشمی خورد و سرگرانی نازی که داشت داشت
۳
روزش مدام عید و شبش قدر بوده استهر کس نه فکر شام و نه امید چاشت داشت
۴
زین خاکدان کسی که بشد از دل سلیمنقدی که بهر توشه عقبی گذاشت داشت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth